یوگا – نقطه مرجع شما کجاست؟

هنگامی که در کلاس یوگا هستید و در حال انجام وضعیت بدن هستید، با هوشیاری مشاهده کنید که آیا تمایلی به مقایسه خود با دیگران دارید، به خصوص اگر وانمود می کنید که اهمیتی نمی دهید. وقتی این میل ریشه‌دار انسانی را کشف کردید، یک استنشاق عمیق انجام دهید.

همانطور که نفس شما جاری می شود، آگاهی خود را به اعماق قلب خود بکشید. در حین بازدم، میل را رها کنید. یوگا را فقط برای خودتان انجام دهید، حتی وقتی صد نفر دیگر در اتاق هستند. تمرین شما تنها برای شماست. شنیدن صدای ملایم خرد درونی در میان غم و اندوه مقایسه های مداوم دشوار است. زمانی که در تلاش برای برتری هستید، درک روح خود غیرممکن است.

شاگرد ایده آل یوگا کاملاً خودارجاعی است. به طرز متناقضی، غالباً به خرد یک استاد نیاز است تا از دام های نفس و خودفریبی جلوگیری کند. با این حال، معلم بی‌خودی که صرفاً قصد دارد شما را به سوی خود واقعی‌تان راهنمایی کند، در واقع نادر است. ما باید عمیق و دور به دنبال معلمانی بگردیم که بفهمند آزادی و تسلط ما مهمتر از تسلیم شدن ما به اقتدار آنها و تبعیت انحصاری ما از روشهای آنهاست. در حالی که معلمان متوسط ​​و ناایمن دوست دارند بر دیگران حکمرانی کنند (حتی گاهی اوقات وانمود به فروتنی)، استادان همیشه به ما می آموزند که چگونه معلم را در درون خود پیدا کنیم. اگرچه ما اغلب خواهان یک راه حل سریع از سوی یک مرجع هستیم، یوگا به ما می آموزد که هیچ کس همه پاسخ های ما را ندارد. پاسخ ما در درون ما منتظر است. در واقع، عمیق‌ترین پرسش‌های ما از درون سرچشمه می‌گیرند – آنها واقعاً یادآوری هستند که پاسخ‌ها نیز باید در درون زندگی کنند. استاد واقعی به سادگی مرا به سمت خودم هدایت می کند.

یکی از بهترین راه‌ها برای کمک به این روند دور انداختن شرطی‌سازی و هماهنگ کردن خود با خرد درونی، خاموش کردن رسانه‌های تجاری است، در نتیجه از ذهن خود در برابر افکاری که قصد بردگی آن را دارند محافظت کنید. هزینه رسانه های تجاری توسط افرادی پرداخت می شود که از شما می خواهند کاری را که آنها می خواهند انجام دهید. آنها انگیزه های سودجویی دارند. شرکت های بزرگ مواد غذایی واقعاً برای چاق شدن شما اهمیتی ندارند و شرکت های رژیم غذایی اهمیتی نمی دهند که شما لاغر شوید. در واقع، اگر همه لاغر بودند، خود شرکت های رژیم غذایی باید رژیم پولی می گرفتند! تبلیغ‌کنندگان بی‌وقفه می‌کوشند ما را متقاعد کنند که ما باید شکلی داشته باشیم که به ندرت با نیازهای بدن ما مطابقت داشته باشد، و به گونه‌ای زندگی کنیم که به ندرت هدف روحمان را افزایش دهیم. برای مثال، اگر قانون اساسی من کافاتر باشد (برای استفاده از زبان آیورودا، سیستم سلامت و تندرستی هند باستان)، زمانی که کمی «اضافه وزن» دارم، احساس آرامش بیشتری با خودم دارم. اگر بدن من واتا باشد، وقتی لاغرتر هستم احساس سلامتی بیشتری می کنم. بازاریاب های حریص سعی می کنند همه را در جعبه خود خدمت کنند و سپس کسانی را که در بیرون هستند شرمنده کنند. از سوی دیگر، یوگا جعبه ها را می ترکاند و ما را آزاد می کند تا فردیت خود، طبیعت منحصر به فرد خود را بیان کنیم. این به ما کمک می‌کند تا خرد درونی را پیدا کنیم که به ما می‌گوید چه احساسی داریم و در نتیجه به ما امکان اتصال به بالاترین حقیقت را می‌دهد.

مهمتر از همه، در این فرآیند، نسبت به خودتان دلسوز باشید. صبور باش. به خود فرصت دهید تا آشکار شوید. زمانی که میل به بی نقص بودن را از دست می دهید، احتمال کمتری وجود دارد که اسیر مقاماتی شوید که ادعا می کنند “همه پاسخ ها را دارند”. هر یک از ما باید بدانیم: «پاسخ‌های من برای زندگی‌ام در درون من نهفته است، و همراه با شور و شوق و کاوش اختصاصی، باید صبر و شفقت را در خود پرورش دهم تا اجازه دهم این پاسخ‌ها، به آرامی اما مطمئنا، حکمت درون را آشکار کنند.

© 2008 عادل پالخیوالا