چگونه از NLP برای ایجاد انگیزه برای دویدن ماراتن استفاده کنید

اخیراً، من و برادرم یک مسابقه 20 مایلی را در قلب حومه شهر انگلیسی در براملی بین ریدینگ و باسینگ استوک به پایان رساندیم.

ما مسابقه را خیلی زودتر از زمان پیشنهادی برنامه تمرینی خود به پایان رساندیم و از نتیجه خوشحال شدیم.

من نتیجه را در فیس بوک پست کردم و تعدادی عکس از من و برادرم را با جلیقه های دویدن همسان به اشتراک گذاشتم و از این که بسیاری از مردم نظر دادند و به من ایمیل زدند در مورد اینکه چگونه می خواهند مسافت های طولانی تری را بدونند و انگیزه ندارند، شگفت زده شدم. قول دادم استراتژی انگیزه خودم را بنویسم و ​​به اشتراک بگذارم.

در سطح پایه، وقتی به تنهایی تمرین می‌کنم، کارهای زیادی انجام می‌دهم که باعث می‌شود در آن زمان من را به انجام برسانم، از جمله تغییر مسیرهایم، دویدن با موسیقی انگیزشی روی آی‌پاد، داشتن هدف (مانند 10k، مسابقه نیمه ماراتن یا ماراتن) برای کار کردن، و احساسی که من در پوست خودم از مزایای سلامتی ناشی از خوش اندامی و خوش اندام بودن لذت می برم. اگرچه دویدن با دیگران و داشتن افرادی برای دویدن یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ انگیزه و پاسخگو بودن است، اما همیشه امکان دویدن با دیگران وجود ندارد و بنابراین باید انگیزه زیادی برای خود ایجاد کنیم.

با این حال، این چیزی نیست که مردم معمولاً بخواهند از من بشنوند. آنها یک فرآیند روانی می‌خواهند و بنابراین من می‌خواهم چیزی را که بیشتر از همه برای حفظ انگیزه و انگیزه‌ام، شامل تمرین ذهنی و تخیل، استفاده می‌کنم، به اشتراک بگذارم.

برای اکثر مردم، دلیل اصلی تمرین ذهنی، این است که خود را آماده کنید و از تخیل خود به گونه‌ای استفاده کنید که رفتار، واکنش و واکنش به موقعیت خاصی را در آینده تضمین کند. با این حال، یادآوری و به خاطر سپردن تمرین ذهنی زمانی که در حال تمرین یا خراب کردن یک رویداد هستم، زمانی که پاهایم فریاد می‌زنند که متوقف شوم، من را بیشتر تحریک می‌کند!

این نوع فرآیند انگیزشی، زمانی که با قدرت و به شیوه ای متقاعدکننده انجام شود، باید شما را تحریک کند و الهام بخش شما باشد و شما را با انرژی واقعی به سمت نتیجه دلخواه خود به جلو سوق دهد.

این الهام و انگیزه است که به شما کمک می‌کند تا صبح‌ها و شب‌های تاریک، تنهایی و زمستانی را که خودتان می‌دویدید، به هر حال در سناریوی خودم به پیش ببرید.

بسیاری از مردم تلاش می کنند تا زودتر از رختخواب بلند شوند، یا بعد از یک روز در محل کار از خواب بیرون بیایند و ما اغلب در نهایت دچار تعارض می شویم، همانطور که ارسطو بیان کرد:

اشتها در تضاد با یکدیگر است، که زمانی اتفاق می‌افتد که یک اصل عقل و میل مخالف باشد و فقط در موجوداتی که دارای حس زمان هستند ممکن است، زیرا در حالی که ذهن ما را به دلیل آنچه در آینده است به ما می‌خواهد خودداری کنیم، میل تحت تأثیر آن چیزی است که عادلانه است. در دست: شیء دلپذیری که همین الان در دست است، خود را هم خوشایند و هم خوب نشان می‌دهد، بدون شرط در هر دو صورت، زیرا نمی‌خواهد نسبت به آنچه در زمان دورتر است.

بنابراین وقتی از آسایش خواب‌آلود و گرم لذت می‌برید، صبح‌ها در رختخواب با عزیزتان غوطه‌ور می‌شوید، این لذت و آسایش آنی است که می‌تواند مقاومت‌ناپذیر به نظر برسد و به جای نگاه کردن به فرصت بیرون رفتن، بدوید و سالم باشید. تناسب اندام و آزاد، احتمال دویدن را سرد، تاریک و ناخوشایند می دانید. نتیجه نهایی بلندمدت در مقایسه با راحتی و لذت لحظه به اندازه کافی قانع کننده نیست.

یکی از روش‌هایی که آموزش NLP از رابرت دیلتز که چندین سال پیش از آن لذت بردم به من کمک کرد تا راهی برای این نوع درگیری‌ها ایجاد کنم، استفاده از چارچوب “انگار” بود. چیزی که من در اینجا عمیقاً در مورد آن نوشته ام و چیزی که در بسیاری از آموزش هایم آموزش می دهم.

چارچوب «انگار» به ما کمک می‌کند تا نتایج و مزایای بلندمدت را قانع‌کننده‌تر کنیم و به ما این امکان را می‌دهد که پس از رسیدن به آن نتیجه، روشی را که همه چیز پیش می‌آید «تجربه» کنیم و بر لذت کوتاه‌مدت حاصل از انجام ندادن آن کار غلبه کنیم. به عنوان مثال بیرون آمدن در اولین دویدن‌ها زمانی که آمادگی اولیه را ندارید و به نظر می‌رسد که دستاوردها بسیار کم است.

هدف این است که ما در درون خود حس انتظار ایجاد کنیم و سپس بتوانیم انگیزه و انگیزه بگیریم.

انگیزه خود ما اغلب توسط ارزش های ما هدایت می شود. چیزهایی که برای ما مهم است منظورم این است که هرکسی که به دویدن فکر می‌کند این کار را انجام می‌دهد زیرا در برخی از سطوح فکر می‌کند که این کار به نوعی مهم است – شاید کاهش وزن، خوش فرم شدن، توانایی دویدن برای اتوبوس، بازی با بچه‌ها بدون مدفوع. ، یا حتی یک مسابقه بزرگ را اجرا کنید و به چیزی که مهم می دانید برسید.

اگر مطمئن نیستید که چرا به انجام کاری فکر می کنید که می خواهید انگیزه بیشتری برای انجام آن داشته باشید، برای تعیین ارزش های خود، از خود بپرسید که چه چیزی به شما انگیزه می دهد. چه چیزی به شما انگیزه می دهد، یا شما را به حرکت در می آورد، یا باعث می شود که بخواهید بروید و این کار را انجام دهید؟

ممکن است بخواهید موفقیت را تجربه کنید، هر طور که آن را تفسیر کنید. شما ممکن است ستایش و شناخت حاصل از انجام آن را بخواهید. شما ممکن است به دنبال عشق و پذیرش باشید یا ممکن است فقط رضایت از تعیین یک نتیجه و دستیابی به آن را بخواهید – در مثال دویدن (اگرچه می تواند در بیشتر جنبه های دیگر زندگی به کار رود) این ممکن است داشتن بدنی لاغرتر، کمک به یک فرد شایسته باشد. با برگزاری یک رویداد برای امور خیریه، توانایی رسیدن به یک هدف بزرگ زندگی یا به طور کلی احساس تندرستی.

اینها همه نمونه هایی از «ارزش ها» هستند که اساس انگیزه افراد برای انجام کاری را تشکیل می دهند.

پس نکته کلیدی این است که اگر برنامه‌های آینده و نتایج مورد نظر خود را به این ارزش‌ها متصل کنیم، آن نتایج متعاقباً قانع‌کننده‌تر می‌شوند و ما برای تلاش برای رسیدن به آنها الهام‌بخش‌تر می‌شویم. جمله ساده ای که رابرت دیلتز در تمریناتمان به ما نشان داد و امروز هم از آن استفاده می کنم به شرح زیر بود:

_____________ (هدف من) به من کمک می کند تا بهتر به ___________ (ارزش/های من) برسم زیرا _________ (ارتباط بین آنها)

راه های زیادی وجود دارد که تصویر درونی خودمان از نتایج مورد نظرمان بر ما تأثیر می گذارد. بنابراین وقتی تصور می‌کنیم (طبق سناریوی مثال قبلی من) که اگر دویدن بیرون برویم، سرد، دردناک، تاریک، لذت‌بخش خواهد بود و با خودمان به شیوه‌ای شکست‌دهنده و غم‌انگیز صحبت می‌کنیم، این اتفاق نمی‌افتد، آی تی؟

هنگام بررسی اقدامات لازم برای دستیابی به آن نتیجه دلخواه، خوب فکر کنید که چگونه فکر می کنید. زیرا بر انگیزه شما تأثیر می گذارد.

وقتی ماراتن لندن را در تلویزیون می بینم، چیزی که باعث می شود در آنجا باشم و با هزاران نفر دیگر آن را اجرا کنم، فقط ارزش ها و خواسته های شخصی من نیست که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم… نحوه پخش تلویزیون انگیزه من را افزایش می دهد – آن‌ها از موسیقی استفاده می‌کنند که من را به هیجان می‌آورد، از رنگ‌های کامل استفاده می‌کنند، مناظر را نشان می‌دهند، داستان‌های الهام‌بخش افرادی را ارائه می‌کنند که در مسابقه‌ای بر خلاف همه شانس‌ها در حال دویدن هستند، کلماتی که دونده‌ها استفاده می‌کنند، لحنی که توسط مفسران استفاده می‌شود و خیلی چیزهای دیگر، همه برای ساختن گرد هم می‌آیند. یک وضعیت شگفت انگیز در درون سر شما که باعث می شود شما آن را تماشا کنید و به طرز باورنکردنی الهام گرفته و رانده شوید.

چرا از آن به نفع خودمان هم استفاده نکنیم؟ داخل سر خودمون؟ مثل پخش کننده تلویزیون رفتار کنید!

شما می توانید این کار را با این فرآیند انگیزشی بسیار ابتدایی که من از آن استفاده می کنم، که در تمام آن سال ها در آموزش NLP یاد گرفتم، انجام دهید، و با وجود ساده بودن، می توانید آن را طوری تطبیق دهید که واقعاً خودتان را هدایت کنید:

گام یک: تصور کنید که قبلاً به آن نتیجه دلخواه رسیده اید. نتیجه ای که با ارزش های شما مطابقت دارد. تصور کنید که از انجام این کار لذت و رضایت زیادی کسب می کنید. “به گونه ای رفتار کنید که انگار” اتفاق می افتد و سناریو را به صورت ذهنی تمرین کنید، در آن سناریو باشید که عملکرد خوبی داشته باشید و در نتیجه خوشحال باشید.

آنچه را که می بینید ببینید، آنچه را که می شنوید بشنوید و از احساسات شگفت انگیز آن لذت ببرید.

گام دوم: اکنون پخش کننده تلویزیونی الهام بخش در ذهن خود باشید، صحنه را به هر نحوی که می توانید تنظیم کنید تا واقعاً شما را هدایت کند. موسیقی را اضافه کنید، صدای کسانی که شما را تشویق می‌کنند و به شما تبریک می‌گویند، تصور کنید چه خواهید گفت، رنگ‌ها و چیزهای شگفت‌انگیزی را اضافه کنید که این نمایش درونی را حتی انگیزه‌بخش‌تر و قانع‌کننده‌تر می‌کند.

از زبان الهام بخش برای تشویق خود استفاده کنید، از تونالیته ای استفاده کنید که اگر شما عزیزان دیگری را تشویق کنید از آن استفاده کنید. از هر چیزی که نیاز دارید استفاده کنید تا آن را تا حد ممکن تکان دهنده و الهام بخش کنید.

مرحله سوم: اکنون شروع کنید به مرتبط کردن آن افکار و احساسات با دستیابی به نتیجه و همچنین شروع به فکر کردن به تمام اقداماتی که برای رسیدن به آن باید انجام دهید – بنابراین شما سفر (آموزش) را با تمام آن احساسات عالی مرتبط کنید. آموزش را به اندازه نتیجه لذت بخش کنید!

تمام آن مواقعی را تصور کنید که بیرون می روید، خود را تشویق می کنید، از این روند لذت می برید و غیره.

مرحله چهارم: هر زمان که وقت خالی داشتید این کار را مکررا انجام دهید و آن را در ذهن خود ثبت کنید.

مرحله پنجم: هر بار که به آن نیاز دارید از احساسات، تصاویر و تجربه این فرآیند استفاده کنید. اجازه دهید به شما کمک کند از رختخواب خارج شوید، اجازه دهید به شما کمک کند به کفش های دویدن خود برسید، اجازه دهید به شما کمک کند تا آن مایل اضافی را بدوید و در طول سفر به سلامت خود فشار بیاورید.

این نگاه به نتیجه است، البته، همه ما باید رفتارها و اقدامات درستی را که باید انجام دهیم را بیاموزیم تا کارها را برای خود آسان‌تر و سالم‌تر کنیم. بنابراین اگر می‌خواهید برای مثال در ماراتن شرکت کنید، مطمئن شوید که اطلاعات و برنامه‌های تمرینی درستی دریافت می‌کنید.

این فرآیند امروز در اینجا فقط برای ایجاد انگیزه مداوم در شما طراحی شده است، و چیزی است که من از آن برای کمک به هر رویداد جدید ماراتن و برنامه تمرینی همراه در هر سال استفاده می کنم. امیدوارم برای شما (به ویژه دوندگان) مفید واقع شود.