بهترین شکل هیپنوتیزم چیست؟

مانند بسیاری از سوالات در مورد “بهترین” – پاسخ واقعی این است – سوالی که برای کاری که می خواهید انجام دهید به بهترین وجه برای شما مناسب است.

بله می دانم که تمام مقالات اینترنتی و مجلات در مورد بهترین ها وجود دارد. ماشین، پیتزا، برنامه، کوتاهی مو – اما این فقط طعمه کلیک و بازاریابی است.

بعلاوه، این سوال بد چارچوب است – تنها چیزی که ما را تحت تاثیر قرار می دهد این است که بهترین گزینه برای من چیست.

و مانند پیتزا، کوتاه کردن مو و ماشین، هیپنوتیزم طیف گسترده ای دارد، زیرا هیپنوتیزم کننده ها، درست مانند بقیه ما، دوست دارند روش های خود را به بهترین شکل برای آنها شکل دهند.

بنابراین انواع مختلفی از هیپنوتیزم وجود دارد – برای همه سلیقه ها. اما مهمتر از آن، اشکال بسیاری وجود دارد که به طرق مختلف به مردم می رسد. همه ما اطلاعات را جذب می کنیم و به روش های مختلف اعتماد می کنیم.

اگر به عنوان یک مشتری می‌پرسید بهترین شکل هیپنوتیزم برای من چیست – هیپنوتیزم کننده بهترین نوع ارتباط با آن است.

اگر هیپنوتیزور نوپایی هستید که می‌پرسید چه شکلی از هیپنوتیزم را باید یاد بگیرم. می‌توانم بگویم به دو شکل اصلی، سبک‌های اریکسونی/ان‌ال‌پی از داستان‌ها و استعاره و رگرسیون المان/جری کین برای ایجاد اشکال هیپنوتیزم نگاه کنید. کمی در ویدیوها و برنامه های درسی اینترنتی جستجو کنید و ببینید کدامیک بیشتر شما را جذب می کند.

و به کنوانسیون هیپنوتیزم بروید. اگر در ایالات متحده یا کانادا هستید، دو کنوانسیون بزرگ عبارتند از NGH (انجمن ملی هیپنوتیست ها) در ساحل شرقی و HypnoThoughts Live در ساحل غربی. هر دو در اوت هر سال، اما همیشه در آخر هفته های مختلف. برو تا جایی که می تونی جذب کن و بعد احساساتت رو از اونجا دنبال کن.

سپس یک دوره گواهینامه خوب به سبکی که به آن جذب می‌شوید بگذرانید و در حین تمرین دانش خود را گسترش دهید.

شاید برای راهنمایی شما – ما می توانیم آن را به دو جریان اصلی هیپنوتیزم تقسیم کنیم. یک فرم که القاء سریع و جلسات نسبتاً کوتاه است و معمولاً فقط یک یا دو جلسه برای هر موقعیتی لازم است. این از دیو المان می آید. یک هیپنوتیزم کننده در دهه 1950 که به حرفه پزشکی آموزش داد که چگونه همه چیز را از زگیل گرفته تا لکنت زبان و البته کنترل درد را با هیپنوتیزم درمان کنند. او فقط در جامعه پزشکی تدریس می کرد – جایی که او معتقد بود هیپنوتیزم مفیدترین است. او به پزشکان آموزش داد که چگونه بیمار را در هیپنوتیزم عمیق قرار دهند تا کار را در حداکثر 4 دقیقه انجام دهند.

اگرچه برای ارائه پس‌زمینه، دیو المن از پس‌زمینه‌های رادیویی و رادیویی آمده است – حتی چند آهنگ را با WC Handy بزرگ نوشت.

شکل دیگر هیپنوتیزم جریان اصلی مدرن از دکتر میلتون اریکسون می آید، غول دیگر هیپنوتیزم مدرن، یک روانپزشک و روانشناس که در برخورد با مشتریانش ذهنی عمیقاً شهودی داشت. او معتقد بود داستانی که برای خودمان تعریف می کنیم همان داستانی است که زندگی می کنیم. بنابراین ما می توانیم با تغییر داستانی که برای خودمان تعریف می کنیم، تغییر ایجاد کنیم. البته داستان‌ها در اعماق روان ما فرو رفته‌اند – و نبوغ اریکسون و روش‌های آن که همه چیز را بسیار ساده نشان می‌دهد.

او همچنین معتقد بود که ذهن دوست دارد چیزها را در استعاره به ما نشان دهد. به طوری که چیزهایی که ممکن است فراتر از آگاهی ما باشد، در داستان ها و قیاس ها آشکار می شوند.

اریکسون همچنین معتقد بود که ضمیر ناخودآگاه همیشه گوش می‌دهد و خواه بیمار در خلسه باشد یا نباشد، می‌توان پیشنهاداتی ارائه داد که تأثیر هیپنوتیزمی داشته باشد، تا زمانی که این پیشنهادات در سطح ناخودآگاه طنین‌اندازی داشته باشند.

بنابراین می توانیم بگوییم که اریکسون و المان به طور کلی (به اورموند مک گیل و گیل بوین هم توجه داشته باشید – هر دو پیشگامان مسیر دیو المان) دو شاخه اصلی هیپنوتیزم مدرن هستند.

کنار گذاشتن این دو شکل اصلی هیپنوتیزم، شکل اساسی تری است – جایی که فقط هیپنوتیزم سبک ارائه می شود و سپس پیشنهاد مستقیم ارائه می شود. این معمولاً فرمی است که با نوارها و اسکریپت های خود هیپنوتیزمی ساده و بدون سیگار یا کاهش وزن استفاده می شود. این نوع هیپنوتیزم نیز معمولاً در دانشکده پزشکی به پزشکان نشان داده می شود – بنابراین هیچ ایده واقعی از توانایی هیپنوتیزم به آنها نمی دهد.

از اریکسون نیز چیزی به نام NLP آمده است – روشی که تونی رابینز زمانی آن را پذیرفت و سپس از آن حرکت کرد. NLP همچنین پایه بسیاری از دوره های فروش است.

هیپنوتیزم اریکسون به عنوان یک شکل بسیار گسترده تر و فراگیرتر از NLP است. اما هر دو از مفهوم استفاده از زبان و رفتار الگو استفاده می کنند.

مفاهیم هیپنوتیزم دیو المان در مورد القاء سریع و رگرسیون همزمان توسط گیل بوین و اورمن مک گیل منتشر شد – و سپس در دهه 70 و 80 توسط جری کین که در سن 13 سالگی از دیو المان التماس کرد که هیپنوتیزم را به او بیاموزد مورد استفاده قرار گرفت. هسته اصلی سبک هیپنوتیزم المان چیزی است که رگرسیون یا پسرفت به علت نامیده می شود. یعنی هدایت ذهن به «بذر» استرس، اضطراب یا فوبیا، و سپس اجازه دادن به آن علت اصلی توسط بزرگسالی که روی صندلی نشسته است بررسی شود، و درک شود، یا بازنویسی شود که دیگر تهدیدی نیست. دیگر قادر به داشتن انرژی نیست

جری کین همچنین از آنچه به نام درمان با صندلی و درمان جهانی نامیده می شود استفاده کرد – هسته اصلی هر دو این بود که به مشتری اجازه داد و بخشش را بپذیرد. آموزش اصلی تقریباً در مورد هر دین انسانی یا انضباط معنوی. بخشش بخشش نیست. این هرگز مربوط به فاسق نیست، بلکه مربوط به تو است که بخشنده است. آن متخلف را از کیفت بیرون می‌آوری و ادامه می‌دهی. بخشش در هیپنوتیزم به معنای آزاد کردن مشتری است. طرف مقابل کاری به آن ندارد.

هیپنوتیزورها عاشق یادگیری هستند و همیشه در حال یادگیری از یکدیگر هستند. هیپنوتیزورانی که هیپنوتیزورهای بزرگ در نظر گرفته می‌شوند، نه تنها به دلیل استعداد یا مهارت ذاتی، نه به این دلیل که عمیق‌تر از دیگران به آنها اهمیت می‌دهند، عالی نیستند. این چیزها و همچنین این است که آنها آموخته ها و مهارت های صف طولانی استادان و معلمان هیپنوتیست را که قبلاً آمده اند جذب کرده اند.

همه ما روی شانه های کسانی که قبلا آمده اند می ایستیم.